خانم دکتر مهرناز فانی

من مهرناز فانی متولد 1362 خورشیدی هستم. مراحل تحصیلم رو از دوره ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان تا پیش دانشگاهی در مدارس دولتی شهر شیراز (بترتیب: علامه حلی، آل محمد، سمیه و الزهرا) گذروندم. یادگرفتن رو همیشه دوست داشتم، اما فکر می کنم از دروه راهنمایی بود که بدلیل دوست داشتن معلم های خوبم خیلی پیشرفت کردم و از اون موقع تا دیپلم همیشه جزء نفرات بهتر کلاس بودم. در سال 1380در کنکور سراسری شرکت کردم و در رشته کاردانی برق والکترونیک قبول شدم و وارد دانشکده صنعت الکترونیک دانشگاه شیراز شدم.

 دوره دو ساله کاردانی رو با موفقیت و با کسب رتبه سوم در دانشگاه تموم کردم و بعد از یک سال وقفه در آزمون کارشناسی شرکت کردم و درهمون دانشگاه،دانشجوی مهندسی برق والکترونیک شدم. در اون زمان متوجه شدم که به رشته های مختلف ورزشی علاقه دارم و در تیم بسکتبال دانشکده عضو شدم، ولی بعد به تشویق یکی از دوستان همکلاسیم، که دلگرمی های اون در تمام موفقیت های من سهم بزرگی داره، به تیم کوهنوردی دانشگاه شیراز پیوستم. در اون دوره کوه هایی مثل سبلان و شیرکوه یزد رو رفتم و در کنار لذت بردن از طبیعت، چیزهای زیادی در مورد استقامت و پر امید بودن و همگامی با یک گروه رو از سرپرست گروهمون، که آقایی مسن و با تجربه بنام آقای نوری بودن، یاد گرفتم.دوره کانون زبان انگلیسی رو هم به موازات لیسانسم به پایان رسوندم. در سال آخر مهندسی در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کردم و در کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه شیراز در گرایش مخابرات سیستم پذیرفته شدم. دوره کارشناسی ارشد با لیسانس خیلی فرق می کرد و نیاز به تلاش بیشتری داشت، در این دوره باید یاد بگیری که علاوه بر گذروندن درسها یک پروژه رو از مرحله طرح تا پیاده سازی پیش ببری و بتونی کارخودت رو در کنفرانس های معتبر بین المللی ارائه کنی. من هم موفق شدم تا در زمینه خودم، مقالاتی رو در کنفرانس های داخلی و خارجی ارائه کنم. پس از پایان دوره ارشد به تدریس در دانشگاه های آزاد اطراف شیراز در دروس مربوط به رشته خودم پرداختم. پس از ورود به مقطع دکترایمهندسی برق و مخابرات در دانشگاه شیراز، در سال1390، کار تدریس رو در دانشگاه های غیر انتفاعی داخل شیراز و همچنین خود دانشگاه شیراز (بعنوان بخشی از وظیفم در مقطع دکترا) ادامه دادم. من کوهنوردی رو همچنان ادامه دادم و دماوند زیبا و با شکوه رو،درکنار گروه کوهنوردی ردپا، در سال 1392 بالا رفتم. در دوره های ارشد و دکترا هم دوستان فوق العاده ای پیدا کردم. هنوز دانشجوی دکترا هستم و باید تز مقطع دکترام رو تکمیل کنم، که به نوع خودش کار راحتی نیست. در کنار درس با دوستان خوبم سعی می کنیم تا کارهای تخصصی دیگری رو هم در قالب شرکت های خصوصی انجام بدیم که البته هنوز در ابتدای راهیم.

در مسیری که طی کردم، کارها و انتخاب هام خالی از اشتباه نبوده ولی خیلی ازشون یاد گرفتم، امیدوارم که تجربیاتم یه روزی بدردم بخورن. تنها توصیه ای که برای هر کسی که بخواد بشنوه دارم، این هست که تو زندگی سعی کنید کار و رشته ای رو پیدا کنید که ازش لذت می برید. یادتون باشه که خیلی وقتها نا امید می شید و به توانایی خودتون شک می کنید، ولی باید بازهم براش تلاش کنید، اما انعطاف پذیر باشید. والبته از همه مهمتر سعی کنید قدر شناس پدر و مادر و خانوادتون باشید، حتی اگر طرز فکرتون با اونها فرق می کنه، چون خانواده با ارزشترین چیزی هست که دارید. بعدش دوستان خوبی پیدا کنید که شبیه به شما فکرمی کنن و قدرشون رو بدونید، چون اون ها بزرگترین دلیل موفقیت شما میشن. خیلی حرف زدم ببخشید منو. برای همگی پاسلاران عزیز بخصوص جوان ها و نوجوان ها آرزوی سلامتی، سربلندی و شادی دارم.