ديار ما

روستاي احمد محمودي در ناحيه شمالي شهرستان لار از بخش جويم" دهستان هــرم مي باشد.

بر اساس آمــارايران در (2"5"36"53) طول شرقي ودر (2"5"15"28) عرض شمالي از نصف النهار مبدا واقع شده است.

پيشينه تاريخی احمد محمودی

اینطور که از ظواهر قضيه پيداست که تا حدود 270 سال پيش: مصادف با سال 1120 هجري شمسي روستايي بنام احمدمحمودي وجود نداشته است" اما ازآثار وبناهاي تاريخي در حوالي و دورو اطراف روستا بیشتر مشهود است که منطقه آبادی بوده که گمان آن میرود در اثر زلزله خراب ويا بر اثر قحطي مردم از اين منطقه کوچ کرده اند و دیگر جا سکنی گزیده اند. .

در حوالي سالهاي 1120 تا 1125 فردي بنام پاسلار رشيد که در زمان خود از نظر مالي وضع نسبتا خوبي داشته وبا خان زمان خود سازگاري نداشته و مجبور به ترک موطن خود ( بيــدشــهر) میگردد و بطرف منطقه بلوک راهی ميگردد که ابتداعآ در کاريان ساکن ميشود وبه علتهای مختلف از جمله آبادانی و وجود آب ومزایا وبرتریهای مختص منطقه احمد محمودی که بترتیب و اختصار به شرح آنها خواهیم پرداخت، بعد از آنجا به طرف احمد محمودی راهی میشود وبنآی آبادی آنجا را ميگذارد ومردم نيز از روستاهاي ازاطراف و حتی لار و جهــــرم مردم کوه نشین ...کم کم به احمد محمودي کوچ ميکنند وباعث آبادی بیشتر و ازدیاد جمعییت روستا میگردد که اکثرآ بعنوان زارع مشغول به کار کشاورزي ميشوند وکه به این ترتیب روستاي احمد محمودی احیاء میشود.

پيشه مردم::

هم اکنون اکثر مردم روستا از راه کشاورزی و دامداری وفروشگاههای مواد غذايی وساختمانی ومهاجرت به کشورهای عربی امرار معاش ميکنند که خوشبختانه اکثرآ تجار موفق و لايق و با استعدادی هستند.

آثـــــــــار تاریخــــــــی روستـــــــــا:...

گنبد حضرت پیر

وجود آرامگاه و گنبد زیبای مرقد مرحوم (سید عبدالغفور) در پایین کوه کوچک شمال روستا، از دیر باز اهمیت خاصی به روستا بخشیده است که همچنین از جهات مختلف باعث معروفیت ورونق و رفت و آمد مریدان و دوستـداران آنحضرت به این روستا جهت زیارت و نــذورات بوده است که بر هیـچ کس پوشـیده نیست ، لازم شد اینرا هم اضافه کنیم :محل دفن سید عبدالغفور با سعی و تـلاش ستودنی پاســلار حــاجـی محمد صادق  که حتی در کل فارس به دانایی و عدالت زبانزد وسرشناس بودند صورت میپذیرد بنابر روایات معتبر، مرحوم رضاقلی خان حاکم وقت منطقه میخواستند حضرت در بیدشهر وهرکدام از امرا و روسای منطقه بنـوعی در تلاش بودند که افتخار  را نصیب خود و روستای خود کنند که آن بزرگوار را به روستا یا زادگاه خود منتقل و دفن کنن ، که شوکت وجا مقام احمد محمودی بر دیگران فزونی داشت و ودلیل دیگرش احترام خاصی که رضاقلی خان برای پاسلار حاجي محمد صادق قائل بودند، بر روی حرف آن بزرگوار حرفی نزدند وبه دفن آن   سید مرحوم بزرگوار دراحمدمحمودي رضایت دادند ( دلايل احترام رضاقلي خان به حاجي محمد صادق را در قسمت شخصيتهاى تاريخى شرح داده شده است)

بي بي غــــــار

  

 

  بی بی غار در فاصله يک کيلومتري غرب روستا قرار دارد ، داراي چشمه ها و حوض چه ها کوچک و بزرگ متعدد میباشد  و قسمتی وسیع که خاص برای نشستن درنظر گرفته شده است بسیار زیبا و دیدنی است مخصوصا با دیدگاه نخل اویزان بالای یکی از حوضچه ها، در قسمت سقف غار ظاهرآ در زمانهاي قديم محل سکونت افرادي بوده که با خشت و گل در قسمت فوقاني ساخته شده است که البته کسي مشخصآ نميداند که چه کساني بوده اند وتنها نمای خشت و گل آن چشم انداز است.که دقیقآ منظور از ساخت آ« معلوم نیست. که از زمانهای دور و نزدیک تفرجگاه عده زیادی از هموطنانمان بوده است.

شایان ذکر است که در زمانهای پیشتر مردم از آب گوارای این چشمه ها بعنوان آب شرب استفاده میکردند، که دقیقا از سر چشمه های بی بی غار تا قسمت بالای روستا تا به اکنون آثاری از جوی ساروچی تاریخی آن مشهود و مشخص است که ظاهرآ پس از طی مسیر به آب آنباری در مرکز روستا (جای کنونی برکه گپ) سرازیر میشده است،در کل شاید به جرات بتوان گفت بهترین زیباترین تفریگاه و تفرجگاه منطقه که با آثار تاریخی وآثار طبیعی از جمله وجود فصیلهای زیبای سنگی که در اطراف غارهای بی بی غار جای خوش کرده اند، میباشد که برای هر زائری زیبا و دلپسند خواهد بود. .

قلعه قلات :

 

مابين بي بي غار و روستا در شمال چاه قلات قرار گرفته داراي نمايي زيبا و چاه قديمي ( دلو_دهل او _ دول آب) که با دست در دل کوه حفر شده است و عمق آن بر کسي معلوم نيست که در جای خود کاری بس بزرگ که با امکانات قدیم امری غریب و ناممکن مینماید که هر بیننده ای را به تامل و تعمق وا میدارد، و این گواه علم و دانش وسعی تلاش پیدی آورندگان این بنای زیبا و تاریخی میباشد، که حتی امروزه با امکانات پیشرفته بشر قادر به خلق چنین آثاری نیست....

تنب .تمب، قلعه

در 500 متري جنوب روستا و در شمال چاه نو قرار گرفته که محل سکونت پاســــلار عبدالرشيد فاني که از ملاکین بزرگ روستا بوده که در حدود 120 سال پيش ميزيسته که بعدها به منطقه اوز مهاجرت و در آنجا سکونت میکند .

شايان ذکر است که (پاســـلار عبدالـرشيد فانی) غير از (پاســـلار رشيــد) فوق الذکر ميباشد که بنيانگذار و موسس روستای احمد محمودی است که در بالا از ایشون نام برده شد.

 

قلعه جعفری :

 

به فاصله پنج کيلومتري غرب روستاي احمد محمودي قرار دارد که در دره جعفری ودر دو غار کنار هم با خشت و گل ساخته شده است. که غار دوم صعب العبور و قابل دسترس نيست و به درستی بر کسي معلوم نيست که بافت داخلي غار چگونه وبه چه منظور ساخته شده است..!..!

از ظواهر امرپيداست که اين قلعه ها مربوط به زمان قبل از بنيان احمد محمودی بوده است و اینگونه بنظر میرسد که پیشتر به دلايل نا امنی منطقه اکثرآ سعی ميکردنــد که در بلنديها و غارها زندگي کنند تا مشرف بر پايين دست خود باشند ،از اين آثار قديمی همچنين قبرستانها و شالوده ها ،بناها، دیوارهای سنگی اطراف و همچنان طرفين روستا وصدها آثار ریزو و درشت دیگر که وقت و زبان را یارای بیان تک تک آنها نیست ، که تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل... از دشت گرفته تا به سرگاه ، دال بر آنست که حتی قبل از بنيان روستا مردمانی با تمدن پیشرفته آنزمان و آگاه به علوم وقت در اين مناظق سکونت داشته اند..

ضمنآ کـــاروانسرای بزرگ دشت نیز به نوبه خود قابل ذکر است که با بهترین امکانات آنروز جهت رفاع حال کاروانیان ساخته شده است نيز خود گواهي بر اين موضوع ميباشد

 

الهـــر یا بگویش محلی اهلـــــر:

راه تاريخي (اهلری) در حدود هشت کيلومتری غرب روستا واقع شده است، که شاهراه مسير کاروانهايی که از بنادرجنوب و خنج به طرف جهرم در حرکت بوده اند میباشد، دلايل اهمييت اين مسير کوتاه بودن این مسیر به جهرم و ارتفاع کم کوه است وهمچنین راه نیمه هموار ویکنواخت و عریض اینجاست ، در منتها اليه نقطه کوه اقدام به ساخت کاروانسرایی آب انبار گونه در دل کوه نموده اند، جهت اطراق و استراحت بين راه کاروانها و کسانی که از این طریق طی مسیر میکردند، تا به اکنون آثار برج یا سکویی که در شب بر روي آن چراغ روشن ميکردند تا کاروانهايی که در کفه مابين هرم وروستاهای اطراف تا به اهلر در حال حرکت بوده اند در مسير چراغ حرکت و خودرا به مسير اهلر برسانند مشهود است، یا بر روی آن آتش میکرده اند

لازم به ذکر است طبق اطلاعات واصله آخرین بار ترميم و بازسازی اين راه به امر والی وقت منطقه بلوک (مرحوم رضا قلي خان بیدشهری) در قرن چهاردهم انجام گرفته است.

آثار متعدد و متفرق زیادی نیز بوده که هم ساخت دست بشر و همچنین باعث پیدایش آن طبیعت بوده که عمدتآ بخاطر سهل انگاری و بها ندادن مردم و مسولین عهود خویش و یا بر اثر بلایای وفرسودگیهای طبیعی قسمتی یا بعضآ بکلی از بین رفته یا در حال تخریب کامل میباشد...

من جمله در ضلع غربی روستا بیشه های سر سبز و عظیمی وجود داشت که بخاطر مصرف بی روییه آب منطقه و حفاریهای زیاد وهمچنین خشکسالیهای پی در پی این اکو سیستم طبیعی که الحق و الانصاف طروات و زیبایی خاصی به روستا و منطقه داده بود و همچنین موطن گونه های متعدد کمیاب جانوری و گیاهی منطقه بود که متاسفانه بکلی از بین رفت، که در نوع خود بی نظیر یا کم نطیر بود..!

لازم به یاد آوری است که هم مردم روستا و روستاهای همجوار حتی تا مناطق دور دست تر(هود و کوره و بیدشهر) از نی این بیشه برای پوشاندن سقف منازل و استفاده های متعدد ساخت وساز در منازل قدیم بهره فراوانی میجستند .

نخل مارپیچی- (نخل پاسلار میرزا)

در قسمت شمال شرقی روستا ، تقریبا منتها الیه (تنب رقاصی) نخلی زیبا و مقاوم وجود داشت که در نوع خود بسیار غریب مینمود و توجه هرکسی را بخود جلب میکرد که امروز بجز تنه ای چیزی از آن باقی نمانده است..

این نخل که ظاهرآ بر اثر وزش بادی شدید بر روی زمین سقوط کرده بود، باوجود افتادن بر روی زمین بر روی زمین حرکت رو به رشد خود را همچون ماری خزنده با یک پیچش دایره ای وار ادامه و نهایتا دوباره سرروبه آسمان بلند کرده بود وادامه حیات داده بود که بر اثر کهولت سن نابود گردید..!

موهه گپ – نخلستان بزرگ

همچنین در گذشته ای نه چندان دور نخلستان وسیعی از درختهای خرما در جنوب روستا در مسیر پایین گردنه سمت راست قرار داشت که به گواه پیشینیان اولین درختانی بوده که همزمان با آبادانی روستا کاشته شده بودند،همچنین بنا بر نظرییه ساکنان قدیمی وبومی روستا آب آن از بی بی غار تامین میشده است بر اثر فرسایش تدریجی بکلی از بین رفتند...!

در غرب این نخلستانها چاهی بوده و کناری بزرگ وعظیم الجثه ای که سایه دلپذیر آن در گذشته جهت رهگذران و استراحت میانروز رمه گله و گوسفندان استفاده میشده است که بصورت نیمه جان و نیم خشک ابراز وجود میکند که با حوض ساروچی آن آثاری از آن باقی مانده است.

همچنین در گذشته رشته قناتی پیوسته بهم که از جلو دره(کشه).(بوکان) میگذشته وآب را از زیر گردنه به زمینهای جرو جت جهت کشاورزی میبرده اند که سهم عمده ای در امرار معاش مردم پیشتر بوده چیزی کمی باقی مانده است.

به دلیل فرم کوهها و مسلط بودن بر ضلع غربی در پایان ماه مبارک رمضان رویت ماه و اعلان عید فطر از این روستا و ابلاغ ان به روستاهای همجوار با روشن کردن اتش بر روی گردنه صورت میگرفته است.

لازم به ذکر است به دلایل خاص قرار گرفتن کوههای پر آب و دشت و بیشه این مناطق در این مکان بزها و اهوهای فروانی زندگی میکرده اند که امروزه چیزی از ان باقی نمانده است.

در پایان عذر خدمت میطلبیم که شاید صدها موارد ریزو درشت دیگری بوده که از حوصله نگارندگان خارج بوده است که به نگارش در نیامده است.